

چه زیباست خزانی که به تو ختم شود
ای زمستان که از خانه ی ما می گذری
و عبور تو پر از زمزمه ی خاطره هاست
تا مرا همسفر برف به هرجا ببری
وه چه خوش آمدنی و چه گهر بار دمی
و دعا می کنم از غصه نماند اثری
برچسب:
نویسنده: نگار دادخواه
بسم الله القاسم الجبارینمی خواستم از درد فراقت بنویسمدستم به قلم رفت ولی یاد تو نگذاشتدل خواست که لبخند تورا نقش نمایمسرخی رد خون تو تیری به دلم کاشتدر چیست تو را راز نگاهی که چو شمشیردست و سر بیگانه
برچسب:
نویسنده: نگار دادخواه


امان ز تازیانه ی جهلی که خورد بازویت
امان ز ضربه ی سختی که خورد پهلویت
امان ز تیزی مسمار ، امان ز ضربت در
خدا کند که نباشد در آن میان مادر
امان ز شهر خراب و سکوت و رسوایی
امان ز دست و طناب و علی و تنهایی
برچسب:
نویسنده: نگار دادخواه
الهی به نامت، توسل به نوربه نوری که هم بعد و هم قبل نوربه نور نهان در وجود نبیو نور عیان در سجود علیسَلامٌ علی آیه های شعورسَلامٌ علی کوثر غرق نور
برچسب:
نویسنده: نگار دادخواه
درون چشم علی انتظار پیدا بودبه روی ناصیه اش افتخار پیدا بودز گیسوان بلندش بهار پیدا بودبه روی شانه ی او دست یار پیدا بودعلی امام من است و منم گدای علیهزار جان کم ارزش بود فدای علیخدا مرا برساند به خا
برچسب:
نویسنده: نگار دادخواه